اين ساعت پخش ظلم نيست؟
![]() صادق وفايي سعيد ابراهيميفر از كارگردانهايي است كه در كنار گلاب آدينه، ستاره اسكندري، بهروز بقايي، آشا محرابي و حسين مسافرآستانه مجموعه 13 قسمتي تلهتئاتر «از داستان كوتاه تا نمايش» را كارگرداني ميكنند. در اين مجموعه سعي شده از داستان نويسندههاي مشهور استفاده شود و متون براي اجراي تلهتئاتر بازنويسي شده است. نخستين قسمت اين مجموعه با عنوان «ابله» يكي از داستانهاي معروف آنتوان چخوف توسط سعيد ابراهيميفر كارگرداني شد. او همچنين متن «من و او» نوشته كاوه هدايتي (براساس داستان آلبرتو موراويا) را نيز جلوي دوربين برده است. به همين خاطر با او درباره وضع تلهتئاترها در تلويزيون گفتوگوي كوتاهي داشتهايم كه ميخوانيد. در تلهتئاترهايي كه براساس متون خارجي ساخته ميشود معمولا محدوديتهايي به لحاظ دكور و گريم و لباس و... وجود دارد. از طرفي بازي بازيگران دچار نوعي تصنع ميشود كه مخاطب نميتواند با آن ارتباط برقرار كند. شما توليد تلهتئاتر را بيشتر بر اساس متون داخلي ميپسنديد يا متون خارجي؟ به نظرم فرقي نميكند. اصلا موضوع تلهتئاتر را كنار بگذاريم. آيا همين مسائلي كه به آنها اشاره كرديد، در زمينه تئاتر صحنهيي وجود ندارد؟ ممكن است نمايشي ايراني باشد و بد اجرا شود و نمايشي برگرفته از متني خارجي باشد ولي اجراي موفقي داشته باشد. به نظرمن، مساله بيشتر، مساله اجرا و بازي است و اعتقادي هم بر اين ندارم كه در متن خارجي چون نام شخصيت مثلا جونز است، مخاطب ايراني نميتواند ارتباط برقرار كند. هر متني اگر خوب اجرا شود، بيننده با آن ارتباط برقرار خواهد كرد. مخاطب تله تئاتر همواره مخاطب روشنفكر و خاص بوده و با وجود اينكه مدتهاست ما شاهد توليد و پخش تلهتئاترهايي در كيفيتهاي مختلف از تلويزيون هستيم، تله تئاتر هنوز نتوانسته با توده مردم ارتباط برقرار كند. به نظر شما براي اينكه تلهتئاتر براي مردم و تماشاگران عام محسوستر شود، چه بايد كرد؟ حق با شماست. من موافق اين فاصله ميان مخاطبان تئاتر و تلهتئاتر با مخاطبان سينما و تلويزيون هستم. در هر زمينهيي كه كار نشود، نميتوان توقع برقراري ارتباط را داشت. وقتي در زمينه تلهتئاتر كمكاري شده باشد، نميتوان از تماشاگر عام، توقع داشت كه با يك تلهتئاتر ارتباط خوبي برقرار كند. اين موضوع خاص بودن مخاطب، در شبكههاي تلويزيون هم مشهود است. مثلا شبكه 4 نسبت به ديگر شبكههاي تلويزيون مخاطبان خاصتري دارد. شبكه 4 تا به حال براي تلهتئاتر قدمهايي برداشته است. هرچند كم ولي باز قدمي در اين راه برداشته شده است. اگر اين قدمبرداشتنها بيشتر شود، يعني كار جديتر گرفته شود، اين موضوع به ديگر شبكهها سرايت ميكند و شبكههاي 1 و 2 يا 5 هم تلهتئاتر پخش خواهند كرد. انجام و به ثمر رسيدن كار فرهنگي، زمان ميخواهد و نميتوان در اول راه هم از دستاندركاران و هم مخاطبان متوقع بود. خب براي برقراري ارتباط بيشتر با مخاطب، يعني مشخصا براي نفوذ بيشتر به مخاطب عام، تلهتئاترها بايد چگونه باشند؟ اتفاقا در همين مجموعه تلهتئاترهاي جديد شبكه4، چهار قسمت را كارگرداني كردم كه سه تا از اين كارها تا به حال پخش شده است. پخش اين سه تلهتئاتر، بازخوردهاي مختلفي داشت. بسياري از مخاطبان عام از كارها استقبال كردند و بسياري از روشنفكرها هم بودند كه اين كارها را دوست نداشتند. به نظرم اين كار هم مانند ديگر آثار هنرهاي نمايشي مانند فيلم و سريال است و فرقي با آنها ندارد. يعني مانند آنها احتياج به صرف كردن وقت دارد. بايد به نوعي اين كار را آموزش داد. منظورتان پرورش سليقه مخاطب است؟ صد درصد. بيننده يك مصرفكننده است. اگر اثر پيشپاافتاده به او بدهيم آن را مصرف ميكند. اگر كار فاخر هم پيش رويش بگذاريم، آن را مصرف ميكند. اين دقيقا اتفاقي است كه در حال رخ دادن در سينماي ما است و امروز شاهد اكران بسياري از فيلمهايي هستيم كه صرفا با مقاصد اقتصادي ساخته ميشوند. ولي آيا ميتوان گفت چنين فيلمهايي مطابق با سليقه عام است؟ به همان ميزان كه براي اين فيلمها تبليغ ميشود، بايد براي ديگر فيلمها هم تبليغ بشود، آن وقت مقايسه شود و ميزان اقبال عمومي را سنجيد. بودجه ساخت تلهتئاتر در حال حاضر چطور است؟ متاسفانه، - البته چون در قدمهاي اول راه هستيم، ترجيح ميدهم از لفظ متاسفانه استفاده نكنم - ولي بودجهيي كه فعلا براي اين كار صرف ميشود، آنچنان كه بايد نيست. اين موضوع هم بايد در تصميمگيريها لحاظ شود كه البته موضوع سهل و ممتنعي است. چون گروه را جمع ميكني و ميروي در يك پلاتو و 4 روز فيلمبرداري ميكني و كار تمام ميشود. اگر بودجه بيشتر باشد، ميشود از بازيگران و امكانات بهتر و بيشتري استفاده كرد. اين مقوله تلهتئاتر هم مانند فيلم تلويزيوني و سينمايي است. در كل هر چقدر پول بدهي، به همان ميزان آش ميخوري. در اين چند تلهتئاتري كه براي شبكه 4 كار كرديد، مشكلي نداشتيد؟ نه. اتفاقا خيلي هم خوب بود. من اصلا نميتوانم با تئاتر ارتباط برقرار كنم. چون از آن سررشته ندارم. البته اين موضوع به درك خودم از تئاتر برميگردد. براي اينكه خيلي كم تئاتر ميبينم. اين تجربه اول من در عرصه تئاتر بود و تجربه بسيار خوبي هم بود. به نظرتان ساعت پخش تلهتئاترها از تلويزيون مناسب است؟ نه. اصلا مناسب نيست و اين چيزي است كه خيلي به آن انتقاد دارم. به نظرم در مقايسه با فيلمها و تلهفيلمها، ساعت پخش تلهتئاترها ظلم است. تلهتئاتر به خاطر طبيعتي كه دارد، سنگينتر از فيلم و تلهفيلم است. اما با وجود اين سنگيني چرا ساعت 11 شب براي پخش آن انتخاب ميشود؟ اين ظلم نيست؟ خب زمان پخش را در ساعتي در نظر بگيريم كه مخاطب برداشت بهتر و بيشتري از تلهتئاتر داشته باشد. با ساخت تلهتئاترهاي چند قسمتي موافقيد؟ اين موضوع به قصه كار برميگردد. فرض كنيد قصه يك كار را بايد در دو يا سه قسمت جمع كرد. در اين مورد موافق كار چند قسمتي هستم ولي اگر قرار باشد بگويند اين مفهوم براي يك قسمت زياد است و به قول معروف آب به كار ببندند، نه. با اين شيوه مخالفم. در اين مواقع است كه نميشود بيننده را فريب داد. لینک گفتگو در سایت اعتماد: http://www.etemaad.ir/Released/90-05-20/217.htm |


محمدرضا
شهيديفر را به عنوان يك فرد خلاق و مولف رسانهيي ميشناسم و عموما
برنامههاي «اينجا فرداست»، «تا هشت و نيم» و «مردم ايران سلام»اش را به
ياد دارم. برنامههايي كه همگي طيف مختلفي از جامعه را جذب كردند و هيچ
كدام متعلق به يك گروه و دسته خاص از مخاطبان نبودند. اين برنامهها از اين
جهت با سليقه من منطبق بود و به همين خاطر به شهيديفر تبريك ميگويم كه
توانسته دوباره برگردد. برنامه جديد او «پارك ملت» هم از جهات مختلفي مثل
دكور و طراحي صحنه و جنبههاي ديگر برنامه خوبي است. مثلا اوايل ماه شعبان
يكسري جانباز را به برنامه دعوت كرده بود كه با ريتم و تكنيك خاصي كه او
بلد است، باعث شد يكي از بهترين برنامههاي تلويزيوني درباره جانبازان اجرا
بشود. بيشتر از آن من به شبكه يك تبريك ميگويم كه توانسته شهيديفر را
جذب كند. چون همه ما موظفيم آنهايي را كه كارهاي متفاوتتري ارايه ميدهند
تشويق كنيم. البته برنامه «پارك ملت» ايرادهايي هم دارد كه فكر ميكنم خود
شهيديفر كه يك استاد رسانهيي است به اين ايرادها واقف است. مثلا ريتم
برنامهها در برخي مواقع كند ميشود يا موضوعاتي كه مطرح ميشود تكراري است
مثل موضوع مولكولهاي آب كه چند بار در برنامه «كولهپشتي» مطرح شده بود.
البته چنين مشكلاتي طبيعي است. چون اين برنامه هرشبي و روتين است و طبيعي
است كه تكرار هم پيش ميآيد. ما در تلويزيون شومنهايي داشتهايم كه
نتوانستهايم حفظشان كنيم. شومنهاي زيادي در دهه 80 معرفي شدند مثل فرزاد
حسني، سيدمحمد حسيني، وحيد جليلوند و... كه متاسفانه با بدسليقگي از
دستشان داديم. دكتر ميرفخرايي سالها برنامه «با طبيعت» را داشتند كه اين
برنامه ذاتا موضوع جنجال برانگيزي نداشت و زاويه نگاه مردم به موضوع آن
يعني طبيعت هم حاد نبود، اما به مدد اجراي خوب ميرفخرايي به يكي از بهترين و
پرمخاطبترين برنامههاي تلويزيون تبديل شد. هنر اين نيست كه در تلويزيون
درباره يك موضوع جنجالي و پرمخاطب مثل گشت ارشاد صحبت كني، چون پرداختن به
سوژههاي جنجالي خيلي هنر نميخواهد. هنر كاري است كه ميرفخرايي انجام
ميداد يا امروز مهران دوستي در برنامه «كافه راديو» كه از شبكه جوان راديو
پخش ميشود انجام ميدهد. من نيمهشبها كه از دفترم به خانه برميگردم
تكرار اين برنامه را در ماشينم گوش ميدهم و با پخش اين برنامه به خودم
گفتم مهران دوستي برگشته است. معتقدم در يك برنامه تاكشو بيشترين بار
خلاقيت بر دوش شومن است، چون در قالب اين برنامهها نميشود خلاقيت خاصي
بروز داد و در نهايت غير از شومن، طراحي صحنه و دكور است كه موجب تنوع
ميشود. بنابراين نقطه ثقل كار روي شومن است و كساني كه توانستهاند در اين
سالها از شومنهاي موفق استفاده كنند، موفقترين تاكشوها را نيز ارايه
دادهاند. مثل برنامه فرزاد حسني يا برنامههاي شهيديفر و صالح اعلا. ضمن
اينكه براي برنامههاي تاكشو و گفتوگومحور فرق قايلم، به نظرم برنامههاي
گفتوگو محوري كه در تلويزيون به تحليل خبر ميپردازند، ناموفقترينها
هستند. به عنوان نمونه گفتوگوي خبري شبكه دو و گفتوگوهاي خبري شبكه خبر
را مثال ميزنم كه الگوي تاكشويي دارند، ولي خروجي آنها تاكشو نيست. چون
در يك برنامه تاكشو، شومن بايد داراي يكسري استانداردها باشد، مثلا شومن
درباره موضوع برنامه نبايد زاويه نگاه داشته باشد يا نتيجه را از قبل گرفته
باشد؛ اما در برنامههاي خبري ما از اين خبرها نيست. درباره بحث جدا بودن
مجري و تهيهكننده اين برنامهها هم ضمن اينكه به اين بخشنامه احترام
ميگذارم، بشدت به آن انتقاد دارم. چون تجربه نشان ميدهد مهمترين
تاكشوها آنهايي بودهاند كه مجري خودش تهيهكننده هم بوده است بنابراين
دليل اين خلاف جريان آب شنا كردن را نميدانم.
رامين حيدري فاروقي
نادر برهاني مرند
سيامك صفري
ژاله علو
خسرو سينايي
ابوالفضل جليلي
فرهاد ورهرام
سینما آمده باشد، از تماشای فیلمی حادثه ای و جاسوسی لذت خواهد برد.
خبرنگار کتاب و ادبیات _ مهندس مکانیک _ کارشناس ارشد کارگردانی نمایش _ تخصص و ضابطه بر رابطه ارجحیت دارد ولی شواهد، عکس این را نشان می دهند.
