روایت بلوغ فکری نوجوانان انقلابی با گذشتن از ترس
خبرگزاری مهر ـ گروه فرهنگ و ادب: «گذر از کوه کبود» اولین کتاب محمدعلی علومی، نویسنده بمی کشورمان در حوزه ادبیات کودک و نوجوان است. علومی در داستان گفتن همراه با استفاده از افسانهها و اسطورههای کویری، ید طولایی دارد. چون داستانها و مطالب فولکلوریکی را که از اقلیم خود آموخته و در جانش نقش بسته، مایه کار خود قرار میدهد. رمان «ظلمات» او که چند سال پیش توسط نشر افکار منتشر شد، نمونه خوبی در این زمینه است.
البته رمان «ظلمات» برای گروه سنی بزرگسال نوشته شده بود. «گذر از کوه کبود» هم رمانی است که اتفاقاتش در همان بیابانها و اقلیم کویری بم میگذرد؛ با این تفاوت که روی جلدش نوشته شده است: «رمان نوجوان امروز». اگر بخواهیم بدون تعارف سخن بگوییم، با توجه به ویژگیهای مثبت و هوشمندیهایی که «گذر از کوه کبود» دارد، باید بگوییم که علومی برای رمان نوشتن برای نوجوانان، قدم چندانی برنداشته است.
جمله بالا به نکته منفی یا ضعفی در رمان نیست بلکه بیشتر به این اشاره دارد که علومی دست به خلق داستانی نزده است و بیشتر به خاطرهگویی و بیان مستندات پرداخته است. البته در شیرینی قلم و استفاده زیبا از اصطلاحات بومی مردم بم تردیدی نیست اما این رمان در واقع خاطرات نوجوانی علومی یا همان شخصیت علی است که با سالهای انقلاب در هم آمیخته میشود.
از ابتدای کتاب تا جایی که اسم شخصیت راوی اول شخص کار را متوجه میشویم و به نام علی میرسیم، وجه داستانی کار غلبه بیشتری دارد. اما از این به بعد و از مقطعی که راوی از کار بیرون میآید و در زمان حال و سنین بزرگسالیاش اشاره میکند که من در حال روایت گذشته هستم، وجه داستانی و قصهگویی غلبه کمتری بر خاطرهگویی دارد. البته جذابیت مطالب برای نوجوان مهمتر از این است که در حال خواندن خاطره است یا قصه.
راوی در برخی مقاطع با خروجش از حالت روایت، به بیان موضوعاتی میپردازد که احتمالا از دید نوجوان امروز شعار خوانده میشود. در کل بیان این جملات در حالتی که راوی در داستان حضور دارد و بین نوجوانان قصه است، همذاتپنداری بیشتری را رقم میزند.
اما علومی در بیان خاطراتش، هوشمندانه عمل کرده و اصل تعلیق را به خوبی به کار گرفته است. مثلا چندباره اشاره میشود که قرار است سهراب و موسی کشته شوند ولی تا اواخر کار، کم و کیف این مهم بیان نمیشود و خواننده به دنبال کار کشیده میشود. این کتاب را میتوان اثری سمبلیک دانست. البته تعداد سمبلها و نمادهای به کار گرفته در رمان زیاد نیست، ولی بزرگترین بهانه شکلگیری داستان که همان کوه کبود باشد، علامت همان ترس و تاریکیهای پیش از انقلاب است که مارها و اژدهای درونش، همان عواملی هستند که مردم برایشان افسانه و داستان درست کردهاند و به واسطه جهلشان از آنها میترسند. این عوامل هم همان ساواکیها و ماموران حکومت هستند که مردم محروم بم و نوجوانان نباید از آنها میترسیدند و بر آنها غلبه میکردند.
از کوه کبود به عنوان نماد سختیها و عاملی که نترسیدن از آن به بلوغ منتهی میشود، استفاده شده است. گذر کردن گروه نوجوانان از کوه پر راز و رمز، به سفر سیمرغ میماند و به نظر میرسد علومی در ساختن این صحنههای رمانش، علاوه بر آداب و رسوم و اصطلاحات مردم بم، نظری هم به اسطورههایی داشته که کل ایران را در بر میگیرند. رستمخان و دیگر مسئولان هم پرچمدار ظلم و ستم و آیینهدار وطنفروشان واقعی هستند که انقلابیهایی چون سهراب را وطنفروش میدانند. البته همانطور که در طول داستان اشاره میشود، اکثر این افراد، شخصیتهای واقعی هستند و درباره شخصیتهایی که احتمالا به کار اضافه شدهاند، باید از نویسنده پرسید.

برخی از مسائل شاید به پختگی بیشتری احتیاج داشتند. مثلا شکلگیری دوستی نادر و موسی از دو طبقه متفاوت اجتماعی کمی زود و شتابزده شکل گرفته است و نیاز به زمان بیشتری داشت. گذر از دنیای نوجوانی به نوجوانی و به بلوغ رسیدن شخصیتهای کار، مهمترین عامل معنوی و مفهومی این کار است که مخاطب نوجوان آن را درک کرده و با آن ارتباط برقرار خواهد کرد اما همانطور که اشاره شد شاید با برخی فرازهای کتاب موافق نباشد؛ چون با این که صحیح و درست هستند به دلیل بیان و تکرار زیاد توسط دیگر نویسندهها یا رسانههای کشور، تکراری به نظر میرسند.
البته خود شخصیت مخاطب هم در خلال خوانش این کتاب، به یک بلوغ نسبی در کتاب خواندن خواهد رسید. به این ترتیب که نوجوانی که کتاب را در دست گرفته، منتظر است تا به فراز عبور نوجوانان درون داستان از کوه کبود برسد ولی آنها در نهایت به گونهای جدا از انتظار خواننده از کوه عبور میکنند. یعنی بدون موتور و با پای پیاده؛ همانطور که مبارزان انقلابی پیش از انقلاب به کوهنوردی و فعالیتهای استقامتی میپرداختند. به نظر میرسد این نکته هم از نظر علومی دور نمانده و تا حد ممکن سعی کرده این درس را به طور غیر مستقیم به مخاطب جدیدش، یعنی نوجوانان بدهد.
گذر از کوه کبود، روز دوشنبه همین هفته (پس فردا) همراه با رمانهای «فصل پنجم: سکوت» نوشته محمدرضا بایرامی و «شاهینها و بشکه باروت» نوشته محمدرضا اصلانی با حضور نویسندگان این سه اثر، نمایندگان رسانههای گروهی و جمعی از نویسندگان کودک و نوجوان در خبرگزاری مهر نقد میشود.
لینک مطلب در مهر: http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1794308
خبرنگار کتاب و ادبیات _ مهندس مکانیک _ کارشناس ارشد کارگردانی نمایش _ تخصص و ضابطه بر رابطه ارجحیت دارد ولی شواهد، عکس این را نشان می دهند.
