روایت چگونگی خوشبخت شدن آدمها در یک کتاب
کتاب در «جستجوی خوشبختی»
نوشته بیل برایسون با ترجمه علی ایثاری کسمایی، مدتی است توسط نشر آموت منتشر و
عرضه شده است. این کتاب نه داستان کوتاه، رمان یا خلق ادبی نیست، ولی خیلی چیزها
برای خوانندهاش دارد.
خبرگزاری مهر ـ گروه فرهنگ و ادب: «در جستجوی خوشبختی» بیش از
هر چیزی، رساله کاملی از مردمشناسی جامعه غرب است و پایهریزی و شکلگیری این
جامعه را از آغاز تا امروز به صراحت و شفافیت تمام شرح میدهد. در واقع بیلبرایسون
که خود یک غربی است، هیچ ابایی از روایت گذشته بعضا شرمآور جوامع غربی مانند زمانی
که به تعداد شپشها و ماههای حمام نرفتنشان میبالیدند، ندارد.
البته اشتباه نشود، هدف این نوشتار به هیچ وجه تخریب گذشته غرب نیست؛ چون مهم زمان حال است که این جامعه در متعالیترین سطح پیشرفت به سر میبرد. اما یک دلیل این بیباکی در بیان این گذشته، به نظر عبرتآموز بودنش و دیگر یادآوری این نکته است که برایسون به صورت غیرمستقیم به خوانندهاش یادآوری میکند که یادت نرود از کجا به کجا رسیدهایم. خواننده هم نکته سومی را هم در لفافه درمییابد و آن قدرت اراده آدمی است که قادر است از خاک تا افلاک بالایش ببرد؛ البته بدون این که نقش آزمون و خطا، تجربه و خرابکاری تا آموختن را که جامعه غرب طی کرد، فراموش کند.
کتاب به این بهانه نوشته شده که برایسون خانه کشیشنشینی که از چند قرن قبل ساخته شده، در انگلستان میخرد و با الهام از هر بخش این خانه، یک فصل از این رساله حجیم را که با ترجمه 525 صفحه حجم دارد، میآفریند. این خانه قدیمی بهانه خوبی برای خلق کتابی است که رمان، داستان و خلق ادبی نیست، ولی بسیار جذاب است. او از ورودی خانه شروع میکند و همه بخشها را زیر نظر میگیرد و مانند یک پدربزرگ یا مادربزرگ پرچانه قصهگواز سر شب تا خود صبح قصه میگوید. البته گاهی هم از موضوع اصلی دور میشود، اما اطلاعاتش کاملاً و واقعا مفید هستند؛ چون همانطور که اشاره شد، تاریخ آموزنده و چگونگی شکلگیری زندگی امروزی غربی است.
بیایید ما هم مانند نویسنده کتاب، بررسی آن را نوبت به نوبت و از مدخل ورودیاش آغاز کنیم؛ یعنی عنوان کتاب. این قسمت نوشتار دقیقا همان لحنی را دارد که برایسون برای شروع و تمام کردن فصلهای کتابش از آن بهره میبرد. عنوان اصلی کتاب، At Home بوده که در بازگردانی به فارسی به «در جستجوی خوشبختی» تغییر نام داده است. این عنوان یک نکته منفی برای کتاب است. چون در چند نمونه عینی وقتی نگارنده، مطالعه این کتاب را به افرادی توصیه کرد، پس از بیان نام آن با در هم کشیدن روی آن دوستان روبرو شد، چون به اشتباه فکر کرده بودند این کتاب یکی از آن رمانهایی است که به مذاق همه خوش نمیآید و در یک جمله بیتعارف، به تعبیر برخی منتقدان داستانی عامی است.
همین نام، ممکن است مخاطب را از کتاب دور کند. در حالی که عنوان اصلی آن، تناسب خوبی با محتوای آن دارد، اما شاید باز هم این عنوان برای خواننده مشکلپسند ایرانی تداعیکننده موضوع دیگری باشد. پس بیایید عنوان را رها کنیم و به طرح کتاب یا راهروی ورودی خانهای که برایسون با قلمش ساخته، قدم بگذاریم: یک مبل که قطرات خون زیر آن ریخته است. این طرح هم شاید تداعیکننده رمانی درباره قدرتطلبی یا مبارزه عشقی باشد یا حتی یک داستان معمایی، اما خوانندهای که کتاب را خوانده باشد، میتواند میان عنوان «در جستجوی خوشبختی» که بالای این مبل نقش بسته و طرح مبل و خون ارتباط برقرار کند.
قدم بعدی که ما را بیشتر با این کتاب آشنا میکند، بررسی ترجمه آن است که علی ایثاری کسمایی، انجامش داده و به نظر میرسد به خوبی و با حوصله این کار را انجام داده است. جزیینگریهای برایسون در برخی از فرازهای کتاب، گاهی خستهکننده است و بعضاً صفحهها درباره یک موضوع نوشته شده است، اما لحن ترجمه و متن فارسی کتاب از ابتدا تا انتها یکدست است و کیفیتش بسته به نظر مخاطب که آن را قوی یا ضعیف بداند، خط سیری مستقیم دارد. ترجمه چنین کتابی طبیعتا زمان و انرژی زیادی از مترجم گرفته که این جا هم باید با همان لحن برایسون بگوییم: ولی میزان دقیق این زمان و انرژی را نمیدانیم.
خب حالا به خود متن کتاب میرسیم. این کتاب میتواند مرجع مناسبی برای تحقیق دانشجویان تاریخ و جامعهشناسی باشد، اما از دید آنان این نکته منفی را دارد که با رویکرد تاریخپژوهی و جامعهشناسانه نوشته نشده و عناوین و فصول جداشده آن، براساس بخشهای مختلف خانه مانند هال، پذیرایی، اتاق زیرشیروانی، زیرزمین و سردابه، راه پله و ... نوشته شدهاند. بنابراین باید در صفحههای کتاب کند و کاو کنند، اما در نهایت به مطالب با ارزشی خواهند رسید.
یک نکته دیگر هم این است که برایسون برای نوشتن این کتاب، باید مانند نوشتن یک رمان، تحقیقات وسیعی کرده باشد و همانطور که یک داستان را مینویسند، آن را نوشته است. چون ماهیت کتاب با این که داستانی نیست، ولی در واقع داستان چگونگی شکلگیری بخشهای مختلف یک خانه و خانهای بزرگتر یعنی جامعه را در چند صد صفحه روایت میکند و پایان و اختتامیه هم دارد.
این کتاب میتواند منبع بسیار خوبی برای ما باشد. چون سراسر عبرت است. یک نکته مهم که با خواندن آن به ذهن خطور میکند، این است که غربیها از بیان گذشته تاریک خود ابایی ندارند. چون آنها تکنولوژی روز را در دست دارند. ما هم از بیان گذشتهمان ابایی نداریم چون درخشان است، ولی وضع فعلیمان اصلا مانند آن گذشته درخشان نیست و ناچاریم به همان گذشته ببالیم؛ در حالی که رقیبان به زمان حالشان میبالند. البته این باعث میشود تا حدی هم قدر خودمان را بدانیم، چون زمانی که غرب واقعا در زباله و کثافات غوطهور بود، مردم ایران چه پیش از اسلام و چه پس از اسلام، زندگانی پاکیزهای داشتند.
البته این یک بخش از ماجراست و به تعداد 19 فصلی که برایسون در کتابش آورده و چه بسا بیشتر، میتوان از این نمونهها برشمرد. اگر در نقد این کتاب بخواهیم همان شیوهای که برایسون در نوشتن کتاب پیش گرفته است، به کار بگیریم، سر سخن باز میشود و حالا حالاها باید نوشت. در مجموع «در جستجوی خوشبختی» کتابی بسیار آموزنده است که خوانندهاش را تا پایان رها نمیکند. حتی خوانندهای هم که رمان و داستان نمیخواند یا اصلاً عادت به خواندن کتاب ندارد، میتواند مطالب زیادی از این کتاب بیاموزد و در مهمانیها یا هرجای دیگری برای اطرافیانش تعریف کند.
برایسون در این کتاب سخاوتمندانه به مخاطب، آگاهی میبخشد و برایش داستان زندگی آدمها را میگوید. چه میدانیم، شاید او هم مثل آدمهایی که تاریخشان برای ما نقل میکند، در جستجوی خوشبختی بوده و به آن رسیده است. حالا که به اینجای مطلب رسیدیم باید بگوییم شاید انتخاب نام «در جستجوی خوشبختی» پر بیراه هم نبوده است!
------------------------
صادق وفایی
لینک مطلب در مهر: http://www.mehrnews.com/FA/newsdetail.aspx?NewsID=1475396

خبرنگار کتاب و ادبیات _ مهندس مکانیک _ کارشناس ارشد کارگردانی نمایش _ تخصص و ضابطه بر رابطه ارجحیت دارد ولی شواهد، عکس این را نشان می دهند.
